دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شبی که دیدمت با دیگری در کوچه جا خوردی.. و ناچار این طلوع تازه را اقرار کردی تو.. دلم می خواست عکست پیش من باشد. نشد زیرا مرا در دادن هر چه که بود اجبار کردی ..نمی بخشم تو را.. او را وهر کس را که بد باشد.. خدایم خودتلافی می کند هر کار کردی تو.. نمی بایست نفرین آخر پیمان ما باشد مرا اما به این کار غلط ناچار کردی تو.. دلم را دیگر از هرچه نگاه و آرزو کندم تمام پنجره های مرا دیوار کردی تو.. چه حسنی داشت درد این شکست تلخ می دانم مرا از خواب عشق و عاشقی بیدار کردی تو

1390/03/02 - 10:09
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)