دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همه مداد رنگي ها مشغول بودند... به جز مداد سفيد... هيچ کسي به او کار نمي داد؛ همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}... يک شب که مداد رنگي ها، توي سياهي کاغذ گم شده بودند؛ مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد. و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او، با هيچ رنگي پر نشد

1390/03/02 - 20:42
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)