جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ shahrooz تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
.....مسلما این موضوع انشاء برای هزارمین بار تکرار شده است ، فقط برای اینکه
15 سال و 3 ماه و 28 روز و 1 ساعت و 6 دقيقه قبلتغییری ایجاد بشود موضوع رابه این صورت پای تخته سیاه کلاس نوشتم
"می خواهید در آینده چه کاره شوید؟ الگوی شما کی است ؟..."
و برایشان توضیح دادم الگو یعنی اینکه چه کسی باعث شده شما تصمیم
بگیرید این شغل را انتخاب کنید. انشاء ها هم تقریبا همان هایی هستند که هزارها
بار تکرار شده اند ، با این تفاوت که چند تا شغل جدید به آن ها اضافه شده است.
یک دانش آموز نوشته بود : من دوست دارم مهندس هوا و فضا شوم ولی پدرم می گوید
ام.وی.ام بهترین رشته دنیا است و خیلی پول دارد...
حتما منظورش MBA است. دانش آموز دیگری نوشته بود : دوست دارم مهندسی اتم
بخوانم ولی پدرم دوست ندارد می گوید اگر آشپزی بخوانم بیشتر به دردم می خورد و...
ولی اعتراف می کنم از همه تکان دهنده تر انشائ یک دختر 10 ساله بود که
نوشته بود :
" می خواهم فـا.حـشــه بشوم " .
شاید اولین باراست که یک دختر بچه ده ساله چنین شغلی را انتخاب کرده است...
از متن انشاء:
..... خوب نمی دانم که فـا.حـشــه ها
چه کار می کنند ولی به نظرم شغل
خوبی است.
خانم همسایه ما فـا.حـشــه است .این را
مامان گفت . تا پارسال دلم می خواست
مثل
مادرم پرستار بشوم . پدرم همیشه
مخالف است . حتی مامان هم دیگر کار
نمی کند .من
هم پشیمان شدم . شاید اگر مامان هم
مثل خانم همسایه بشود بهتر باشد او
همیشه
مرتب است . ناخن هایش لاک دارند و
همیشه لباس های قشنگ می پوشد . ولی
مامان
همیشه معمولی است.
مامان خانم همسایه را دوست ندارد.
بابا هم پیش مامان می گوید خانم
خوبی نیست.
ولی یک بار که از مدرسه بر می گشتم
بابا از خانه آن خانم بیرون آمد.
گفت ازش
سوال کاری داشته . بابای من
ساختمان می سازد . مهندس است . ازش
پرسیدم یعنی
فـا.حـشــه ها هم کارشان شبیه مهندس
های ساختمان است ؟ خانم همسایه
هنوز دم در بود.
فقط کله اش را می دیدم . بابا یکی
زد در گوشم ولی جوابم را نداد . من
که
نفهمیدم چرا کتکم زد . بعد من را
فرستاد تو و در را بست.
... من برای این دوست دارم فـا.حـشــه
بشوم چون فکر می کنم آدم های مهمی
هستند.
مامان همیشه می گوید که مردها به
زن ها احترام نمی گذراند .ولی مرد
ها همیشه به
خانم