از نوشته های شهید دکتر چمران:ای مادر هنگامی که فرودگاه را ترک می گفتم تو حاضر شدی و هنگام خداحافظی گفتی: ” ای مصطفی، من تو را بزرگ کردم، با جان و شیره خود تو را پرورش دادم و اکنون که می روی از تو هیچ نمی خواهم و هیچ انتظاری ندارم، فقط یک وصیت می کنم و آن این که خدای بزرگ را فراموش نکنی.” ای مادر بعد از بیست و دو سال به میهن عزیز خود باز می گردم و به تو اطمینان می دهم که در این مدت دراز حتی یک لحظه خدا را فراموش نکردم، عشق او آن قدر با تار و پود وجودم آمیخته بود که یک لحظه حیات من بدون حضور او میسر نبود.
1390/03/03 - 17:47 در
دارالشهدا