دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

با نگاهت جاودانه شدم کاش در چشمانت می ماندم کاش چشمانت برای من بود چه کنم که محکومم به لذت فراق می خواهم عاشقت شوم اما می ترسم برای اینکه آزادیت این مقدس ترین واژه سلب نشود و زمین گیر نشوی بتوانی بال و پر بگیری به سوی آسمان و رهایی را تجربه کنی اکنون درد من جدایی است نه جدایی نادر از سیمین بلکه جدایی ماهی از تنگش جدایی برگ از شاخه بی قرار در پی پیدا کردن قرار ای پاسخ معمای من با من به ازین باش که با خلق جهانی ترنم عطر نفسهایت مرا به اوج می کشاند لبخند مهربانت مرا به رقص می خواند صدای تپش های قلبم را بشنو که هارمونی دوست داشتن را تلاوت می کند همین هاست که مرا رسوا کرده تا در کوچه های بیکسی دنبال التیام زخم هایم باشم بیا و مهربانی کن و سکوت را بشکن به کلبه خاموش من بیا بگذار تا نسیم از هرکه در ره است بپرسد نشانه هات آنگاه برچین دو زلف خویش آغاز رقص کن

1390/03/05 - 10:50
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)