دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شعر خودم قسمت اول "مقدمه" (دیدگاه)

1390/03/06 - 20:12 در برای مخاطب
13 ديدگاه
علی

میخوام داشته باشم به خاطراتم فلش بکی

برگـــــردم به همــون دوران خوش کــودکــی



خوشحال شدن از پر کردن قلکی

یا ناراحت از پاره شــدن موشکـی



می پوشیدم یـه بلوز و شلوارکی

ساعت ها میدویدم پی قاصدکی



خسته هم نمی شدم حتی اندکی

گهگــــاهی هم می خوردم کتـــکی



وای که چه خاطـــره هــای قشنگی

جون میدادم واسه جوجه های رنگی

15 سال و 4 ماه و 18 ساعت قبل
omid

بابا باان کارت حافظ وسعدی راتوی گور نلرزون

15 سال و 3 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 23 دقيقه قبل
گـلـپــری

قشنگه. یادش بخیر ما جوجه رنگی تند تند برامون میگرفتن مامان بابا. تو اتاق باهاشون زندگی میکردیم. مامان همیشه میگفت شما اینجا رو کردین شبیه روستا. اما خودشم خوشش میومد. یادش بخیر. چقدر زود میمردن. بجاش جوجه زردا میموندن. تازه تو حیاطم که میرفتیم باهاشون جلو آفتاب پخش میشدن رو زمین

مرسی علی. یاد دوران قشنگی افتادم

15 سال و 3 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 20 دقيقه قبل
علی

آه خدای من روح این پست به وسیله ی شماها دوباره شاد شد واقعا ازتون ممنون

15 سال و 3 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 12 دقيقه قبل
گـلـپــری

امید شما گفتی چه روح حساسی. گفتم اگه با منی نه برعکس. حالا با من بودی یا علی؟ من به شما نخندیدم

15 سال و 3 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 8 دقيقه قبل
omid

زیادبه حرفهای من دقت نکنید...کلا بهترین وزیباترین برداشت راداشته باشید...من دوست دارم همیشه خوش وخرم وشاد باشید...جدی میگم

15 سال و 3 ماه و 18 روز و 5 ساعت و 4 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)