دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

لحظه های سختی بود " ]دم هنوز هم بر سر خواهش حوا با خودش کلنجار می رفت . ایا باید می چید سیبی را که ممنوع شده بود چیدنش؟ حوا خسته از اینهمه انتظار گفت : دوستم نداری؟؟؟؟ و آدم در خود فرو ریخت" زیرا دوست داشتن اولین چیزی بود که خداوندش به او یاد داده بود . با خودش گفت: حتما حکمتی داشته که خدا اول از همه دوست داشتن را به من اموخت . پس ! سیب چیده شد. این یعنی دوستت دارم ؟؟؟

1390/03/10 - 16:20 در چهار راه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)