دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خسته از تکرار تلخ روزگارم روز مرگ خویش را چشم انتظارم راه دوری مانده تا وقت رسیدن من که حتی نای جان کندن ندارم خوب می دانی برایت بد نبودم باز هم با این همه من شرمسارم خسته ای از من خداحافظ برایت دفترم را یا دگاری می گذارم بعدها آهسته می خوانی به گریه آخرین شعر مرا روی مزارم روزگاری هر چه گفتم از تو گفتم چند روزی می شود حرفی ندارم واژه ها با من سر یاری ندارند شعر هم دیگر نمی آید به کارم

1390/03/11 - 09:10
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)