دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دو تا بچه يك غولي را با خودشان آورده بودند و هاي هاي مي خنديدند.گفتم:«اين كيه؟»گفتند:«عراقي»گفتم:«چطوري اسيرش كرديد؟»مي خنديدند.گفتند:«از شب عمليات پنهان شده بوده.تشنگي فشار آورده و با لباس بسيجي هاي خودمان آمده ايستگاه صلواتي شربت گرفته بعد پول داده بود.اين طوري لو رفت.»هنوز مي خنديدند...

1390/03/14 - 21:41 در مذهبی
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)