دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

این چه صدایی ست ؟ شب چه جنجالی ست که به خانه ی من آورده ای

1390/03/21 - 02:01 در هر شب بیداریم
21 ديدگاه
aynor

همیشه بودنت پر از ترانه بود...کجا میروی دیگر که صدایت بم شده است؟؟؟؟؟

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 55 دقيقه قبل
aynor

آنقدر مهربانی را هدر داده ایم...که خرده هایش زیر پا.....نفس نفس میزنن

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 52 دقيقه قبل
زامبــــی

از این لایه ها نفوذ نمیکنند ... این پوست از اقیانوس ِ یخ زده عمیق تر است

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 48 دقيقه قبل
aynor

آفتابی نیست گرمشان کند...شاید نفسهایت ...لازم نیست خودت رو خسته کنی...چشمهایت میسوزاند فقط کمی نگاه کن...کمی عاشقانه تر.......

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 43 دقيقه قبل
زامبــــی

در بی حضوری ... وحشت !!.... عاشقانه ها را فرصتی باید ... آئینه خواهم کرد و فریاد خواهم زد

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 36 دقيقه قبل
aynor

شکست مرا در آئینه دیدی...تکه های قلبم را بوسیدی....نمیدانستی ...حل شده ام در اشکهایت...تلخیِِ فریادت گوشهایم را نمی آزارد....تنهاترینم ....بی من آرامتری.

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 34 دقيقه قبل
زامبــــی

میدانم انتظار نداشتی نگاهت کنم ... این چهره ام بی احساس ترین رنگ را داشت

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 32 دقيقه قبل
aynor

میدانستی همیشه مهتابی ترین پوست را می پسندیدم..میدانستی همیشه برای بودنت ملتمسترینم....میدانستی سردیت مرا کلافه نمیکند....برگرد باش...گرمترینت میکنم......

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 24 دقيقه قبل
زامبــــی

لا به لای ستاره ها میچرخم ... اما هنوز بی رنگم در این هوای بارانی

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 20 دقيقه قبل
aynor

چتر دستانم را نمی بینی...برگرد ستاره ها را دوربزن...ماه من...هنوز تنهاترین مشتری منم......

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 14 دقيقه قبل
aynor

این چه جنجالیست آورده ای به خانه ی من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 17 ساعت و 5 دقيقه قبل
زامبــــی

مهتابت بارانی شده با رگباری بی مهابا

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 16 ساعت و 54 دقيقه قبل
aynor

یخ کرده طفلکم....مه را در کوچه ها دید...افسرد...خوابید...فهمید ماهش انتظارش ار نمی کشد

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 16 ساعت و 49 دقيقه قبل
aynor

دیگر گوش ماهیها هم سکوت کرده اند...ماه را بی تاب میکند نگاه سرد مهتاب...باران بی وقفه میکوبد بر سر زمین...دیگر چشم دیدنِ باغ را ندارد....

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 16 ساعت و 39 دقيقه قبل
زامبــــی

وقت است تصویر ماهی ها را در آئینه ببینیم

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 16 ساعت و 37 دقيقه قبل
aynor

ماهی قرمز کوچولو به دریا رسید..وقت است پایکوبیِِ موج را ببینیم.........

15 سال و 3 ماه و 14 روز و 16 ساعت و 28 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)