دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تک تیراندازمان را صدا زدم. بادست سنگری را نشانش دادم و گفتم اوناهاش اونجاس) اسلحه اش را برداشت. از دوربین اسلحه نگاه کردُ نشانه گرفت نفسش را حبس کرد. انگشت اشاره را گذاشت روی ماشه. یکدفعه انگشتش را برداشت. اسلحه را پایین آورد. چند لحظه بعد دوباره نشانه رفت و شلیک کرد. گفتم:چرا دفعه ی اول نزدی؟ گفت: داشت آب میخورد. جانها به فدای لب عطشان تو ای عزیز زهرا

1390/03/24 - 00:30 در دارالشهدا
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)