دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شعری رو براتون می‌خوام بنویسم که بهتر دونستم اول توضیح بدم، و بعدش توی دیدگاه بنویسمش، شاید کسی دوست نداشته باشه بخوندش... شاید از نظر خیلی‌ها ا.ر.و.ت.ی.ک باشه و مخالف فرهنگ و شئن ما، ولی خیلی دردناکه... پیشنهاد من اینه: "حتماً بخونیدش"

1390/03/26 - 10:08
1 ديدگاه
مُجے پاراداکس

جورابِ نجابتم را پایین کشید

سینه بندِ هرزگیم را باز کرد

و در بستری که گناه برایم بی تفاوت شده

بر پیکرم لغزید..



و تو، نمی دانی

که لحظه لحظۀ عصیان شهوتش را

تنها با یک تصور تاب آوردم..



جورابِ نجابتم را بالا کشیدم

سینه بندِ هرزگیم را بستم


و چه خوب است که

غذایِ گرم می خورد امشب کودکِ بیمارم..

روناک شریفیان

15 سال و 3 ماه و 5 روز و 7 ساعت و 5 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)