دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بی توطوفان زده دشت جنونم/ صیدافتاده به خونم /توچه ‌سان می‌گذری غافل ازاندوه درونم؟ بی من ازکوچه گذرکردی ورفتی/ بی من ازشهرسفرکردی ورفتی/ قطره‌ای اشک درخشید به چشمان سیاهم/ تا خم کوچه به دنبال تولغزیدنگاهم/ تو ندیدی... نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی چون در خانه ببستم، دگر از پا نشستم گوئیا زلزله آمد، گوئیا خانه فروریخت سر من بی تو من درهمه شهرغریبم بی تو، کس نشنودازاین دل بشکسته صدائی/ بر نخیزد دگرازمرغک پربسته نوائی/ توهمه بود ونبودی /توهمه شعروسرودی /چه گریزی ز بَر من که زکوی‌ات نگریزم/ گر بمیرم ز غم دل به تو هرگز نستیزم/ من و یک لحظه جدایی؟ نتوانم ، نتوانم بی تو من زنده نمانم

1390/03/28 - 09:35 در چهار راه
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)