دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از اين که کسي شايد بخندد که چرا گاهي حقيقتا دلم ميخواهد يک برگ ميشدم يا پرنده اي که در اوج اسمان بي هيچ ترسي از شکست بال به پرواز سپرده و دل به رفتن از دياري که هرگز نداشته است! آري من نترسيدم از اينکه شايد مردم نگاهم کنند و بگويند چرا هم رنگ اين جماعت بي رنگ و رنگارنگ نشده ام! دل به دلت ميسپارم ، اما بگذار اين بار حرفم را تکرار کنم... من نميترسم...اما حالا... ترسي فرايم گرفته است...

1390/03/29 - 13:55
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)