دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حــــــــــــــوّای تـــــــــــو ....ديدگاه

1390/03/30 - 16:01 در چهار راه
5 ديدگاه
♥ tannaz ♥

یکی بود،
یکی نبود!
یادمه گفته بودی آدم نمیشی!
اون روزی که خدا داشت منو می آفرید به خدا گفتم توی این کره ی خاکی تنها میمونم؟
خدا گفت: نه!
بعد دست تو رو گذاشت توی دستم.
راجع به تو یه چیزایی در گوشم گفت؛
گفت و گفت و گفت و من دلم رفت و رفت و رفت!
شیطنتم گل کرد و نیوتن شدم و سیب رو اختراع کردم!
خدا نگام می کرد... نگات می کرد...
بهت گفتم: بیا بریم زمین، بهونه اش رو جور کن!

...

یادته اولین گاز رو که به سیب زدی یه عالمه سیب سرخ از توی چشمای من و تو، رقص کنون افتاد روی کره ی خاکی؟
صدای نچ نچ فرشته ها در اومد!
خدا لبخند زدا!
گفتم: من سیب رو ندادم که گازش بزنی!
خندیدی!
گفتی قول می دم آدم شم!
گفتم: منم قول می دم همیشه حوّای تو بمونم

15 سال و 3 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 42 دقيقه قبل
سحر

سلااااام طناز جووون..خووفی خوشی؟

15 سال و 3 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 40 دقيقه قبل
♥ tannaz ♥

سلااام عزيزم...مرسي گلم...شما خوبي؟اوضاع رو به راهه؟

15 سال و 3 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 38 دقيقه قبل
سحر

ممنونم خوبم...آره خدا رو شکر خوبه بد نیست...

15 سال و 3 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 35 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)