دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یاد دارم در غروبی سرد سرد.............می گذشت از کوچه ما دوره گرد.......داد میزد:کهنه قالی میخرم..............دسته دوم جنس عالی میخرم........کاسه و ظرف سفالی میخرم..........گر نداری کوزه خالی میخرم........اشک در چشمان بابا حلقه بست..............عاقبت آهی کشید بغضش شکست.................اول ماه است و نان در سفره نیست.......ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟؟؟؟؟؟بوی نان تازه هوشش برده بود......اتفاقا مادرم هم روزه بود.......خواهرم بی روسری بیرون دوید.......گفت:آقا سفره خالی میخرید؟؟؟؟؟؟؟؟

1390/04/03 - 01:42
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)