دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

که داشتیم توو مسیر میرفتیم یه جووری بودم ! خیلی گرفته بودم .. کارامونو انجام دادیم توو مسیر برگشت حسن گفت:" .. هی .. خدایا شکرت " با شنیدن این جمله حالم به کل عوض شد .. آرامش پیدا کردم ! ..

1390/04/03 - 03:01
1 ديدگاه
پسرک

.. چه در نامت نهفته است که سیل آرامش را سویم روانه می کند .. سیراب میشم از دنیا و مکنوناتش و شوقم به سویت بی انتها میشود ..

15 سال و 2 ماه و 27 روز و 17 ساعت و 4 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)