دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Sajad
Sajad
sajaddevils

كودكی با پاهای برهنه بر روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می كرد... زنی در حال عبور او را دید و او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و كفش خرید و گفت:«مواظب خودت باش...» كودك به چشم های زن خیره شد و پرسید ببخشید خانم شما...شما خدا هستید؟! زن لبخند زد و گفت:«نه...من فقط یكی از بنده های خدا هستم.» كودك گفت:«مطمئن بودم كه با او نسبتی دارید...»

1390/04/07 - 01:33
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)