گاه و بیگاه خسته میشوم از انتظار،/ از نبودنهایت آنگاه که باید باشی / از خیال پردازی هایم تا مرز جنون / از دیدن گامهای خیالیت که با چشمان همیشه منتظرم حک/ میکنم / بر جادۀ منتهی شده به کلبـۀ قحطی زده از عشقم! / گامهایی که / اگر بیایند / اگر بمانند / اگر از آن " تو" باشند / بر چشمان بی فروغم جای دارند....... / آه ! که براستی / اگر بیایی / اگر بمانی / اگر "تو" باشی / قلب خستۀ من، لبریز از عشق و امید خواهد شد / اگر که "تو" باشی / عشق بی دریغم پیشکش حضورت خواهد شد......... / انتظارت را دوست دارم / که شاید / که روزی / تو باشی....