ای انسان تو آزاد آفریده شده ای که آزاد فکر کنی. اول ببین که هستی؟ از کجا آمده ای؟ حالا که به دنیا آمده ای چه می خواهی؟ به کجا خواهی رفت؟ آیا همیشه باید برده باشی؟ آیا ثروتمندان از مادر ثروتمندی به دنیا آمدند؟ آیا آدم های خوشبخت شش انگشتی هستند؟ کجا می خواهی بروی؟ کدام قله را می خواهی فتح کنی؟ ایا می توانی از خودت فرار کنی؟ اگرشهر دیگری بروی آیا آسمانش رنگ دیگری دارد؟ آیا همه آدم بدهستند تو می توانی انها را تغییر دهی؟ آیا باید فقر را ریشه کنیم یا به گدایان کمک کنیم تا روز به روز بیشتر شوند؟ آیا این کلمه "اعصاب ندارم" معنا می دهد؟ آیا خیرات و نذری که هرسال داشتی و داری به فکر مستمندان آبرومند بوده ای؟ ..از حالا شروع کن ..مانند خرچنگ پوستی سخت داشته باش..ا ز دیگران نرنج« رنجیدن فقط از نااگاهی و خودفریبی است» این گرفتاری ها نیستند که تو را ناراحت می کنند بلکه نظرت در مورد آن هاست که ناراحتت میکند...