دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خون به جوش آمد ز شوق اشتیاق / تا که پیداشد در آن مجنون خناق/ پس طبیب آمد به دارو کردنش/ گفت چاره نیست الا رگ زنش/ رگ زدن باید برای فسد خون/ رگ زنی آمد رد آنجا زو فنون/ بازویش بست و گرفت آن نیش / بانگ برداشت بر او آن مجنون خوب / مزد خود بستان و ترک فسد کن/ لیگ اگر مردم برو جسم کهن/ گفت مجنون را چه میترسی ز نیش/ چون نترسیدی تو از شیر برین/ گفت مجنون من نمیترسم ز نیش صبر من از کوه سنگین است بیش/ لیک از لیلی وجود من پر است/ این صدف پر از صفات آن دور است/ ترسم ای فساد اگر فسدم کنی نیش را ناگاه بر لیلی زنی/ من کیم لیلی ، لیلی کیست من / ما دو یک روحیم اندر دو بدن

1390/04/16 - 11:27 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)