دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مادرم می گوید" یک شب پاییزی، تو را درد و درد را فریاد کشیدم...نزدیکی های سحر، تو برایم گریه کردی" وصبح ، بااولین گریه های من ، همه خندیدند واین نخستین اصل متناقض زندگی بود که با آن روبه رو شدم.....

1390/04/17 - 14:25 در دوره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)