دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کوچهء ما کوچه بدبختي بود.... کوچه که نه بن بست بدبختي بود.... تنها زينت اين بن بست يک چراغ برق بود.... که تصادفا بن بست را روشني مي بخشيد ....شبي مستي بيگانه با سنگ خصم چراغ را شکست؟؟؟!!!!! بچه اي از بچه هاي بن بست به طرف مادرش دويد وگفت: "مادر... آخ مادر ... آفتاب مارا شکستند...

1390/04/20 - 00:03 در برای مخاطب
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)