دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دخترک با چسب های زخمی که در دست داشت،به ویترین مغازه خیره شده بود. او به کفش های قرمزی که چند مدت فقط به آنها فکر میکرد،با حسرت نگاه کرد. پدرش به او گفته بود اگر در یک ماه 5 بسته چسب زخم را کامل بفروشی برایت آنها را خواهم خرید. دخترک با خود فکر کرد:یعنی من باید آرزو کنم روزی 10 تا آدم دستشون زخم بشه؟! بعد از مکثی کوتاه بلند گفت:نه خدا نکنه...

1390/04/25 - 10:12 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)