خواب دیدم که شبی بر لب تو بوسه زدم* صبح را تا خود شب سیر در افسانه زدم* بوی گیسوی تو ویران میکرد باغ دلم* لاله ها را همه بر جای تنت حاله زدم* دست بر روی لبت در نظرم سائیدم* چشم را در ته آن چاله و آن چانه زدم* نور چشمان سیاهت خانه دل میرفت* عکس چشمان تو را بر در آن خانه زدم* ریه را عطر نسیم نفست پر میکرد* روح را من به گمانم که به صلابه زدم* گر چه من شهره شهرم از مستی و رندی* اما به گمانم که بدین بار به بیراهه زدم* گرم شد خون بدرون بدنم* وقتی از بوسه تو جام به پیمانه زدم*
1390/04/25 - 11:10 در
دوره