تو حافظیه یه رواق بود که همیشه من اونجا مینشستم.کم کم شلوغ شد.اسم رواق هم شد رواق بی بی.به من میگفتند بی بی.هر کس میومد اونجا نمینشت تا من بیام.حتی نگهبان های حافظیه هم میدونستند.حتی مدیر حافظیه.یکی از دوستان فلوت میزنه.همیشه خونه ماردبزرگه رو تشبیه میکرد به رواق من و بی بی.میگفت خونه مادربزرگه رواق هست که همه میان توش میشینند و صمیمیت هست.و منم میشدم مادر بزرگه که مسئول همه بودم.دقیقا این رواق تو حافظیه.....حالا هر وقت با دوستان دور هم جمع میشیم 100%اآهنگ خونه مادبزرگه اجرا خواهد شد.عکس رواق در لینک هست
1390/04/25 - 11:34 در
بچه های شیراز
واقعیه ؟
15 سال و 2 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 38 دقيقه قبلآره بخدا.بچه ها بهم میگن بی بی
15 سال و 2 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 33 دقيقه قبلچه جالب
15 سال و 2 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 16 دقيقه قبلحتی بچه ها برام تولد گرفتند و و کیک هم نوشتند بی بی
15 سال و 2 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 14 دقيقه قبلایول
15 سال و 2 ماه و 8 روز و 15 ساعت و 14 دقيقه قبل