دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیروز ظهر ساعت 3 اینا بود داشت آتیش میبارید از آسمون گوشه خیابون وایساده بودم منتظر تاکسی بودم یه دختره هم کنارم وایساده بود اونم تاکسی میخواست بگیره ، یهو یه سوزوکی ویتارا اومد که شیشه هاش بالا بود کولر روشن کرده بود بوق زد و یه 10 متر جلوتر از ما وایساد منم فکر کردم عجب آدم با شخصیتی واسه اینکه ما گرممونه و گوشه خیابون داریم میپزیم میخواد برسونتمون ، رفتم طرف ماشین درو باز کردم یارو گفت آقا من تاکسی نیستم میخواستم اون خانومو برسونم !!!!! دختره هم سوار نشد یارو رفت ، حالا دختره داره به من میخنده هااااا دوست داشتم زمین دهن باز کنه من برم توش.....

1390/04/25 - 11:42 در دوره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)