دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به عيادت صميميّت در بيمارستان دل رفتم بر روي در نوشته بود خطر مرگ! مبتلا به ميکروب غربت از پشت شيشه نگاهش کردم چه لاغر شده بود و چه نحيف مي نمود دانستم که روز وداع نزديک است مُشتهايش را باز نمود کف دستش قطره هاي اشکم بود که روزي به او بخشيدم به چشمهايم دست کشيدم خشک بودند!!!!

1390/04/25 - 18:30
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)