دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

از خروس خوان سوار خطی ها می شوم تا بوق سگ ، آخرش هم می آیم میمیرم ، خودم را پلاس می کنم گوشه ایی نا دنج ، دود می کنم ، درد می کشم از این همه خط خطی ، مشت و مال می خواهم ، جوانه های اسیلیمی و پیچ و تاب و لرزش زمین و عرش را می خواهم خودم ببینم نه روی تصویر این خط کشی ها ، اینجا بیشتر مستاجرم ، صاحب خانه! کی آزادم می کنی؟ می خواهم ممنوعه بخوانمت و صدایت کنم اما باز صدای اذان می آید ، گنجشک ها صدایشان را بالا میبرند ، خط خطی ها بی داد می کنند ، مادرم دستش به دعا ، هدفون را می چپانم محکم ، نشنوم خطبه های بی منبرش را ؛خط خطی میکشم روی دست هایم ، آقا اجازه می شود موبایل بیاوریم ؟ دلم تنگ میشود ...

بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)