دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باغبان گل را به پهلو می گرفت ...خار گل بر دست او خو می گرفت ...خون دستش بر رخ گل می نشست ...باغبان آهسته قلبش می شکست... تیغ دستش را به دندان می گرفت ...اشک را در بند زندان می گرفت ...خنده ها بر لب گهی وا می شدند ...در کنار ناله ها جا می شدند... غنچه ها از شوق و عشق باغبان... می کشیدند سر به سوی آسمان ...

1390/04/27 - 09:25 در عاشقانه زیستن
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)