بعضی وقتا صحنه های زندگیمون اینجوری میشه ...انگار تو ایستگاه واستادی ... واگن های قطار از جلو روت با سرعت رد میشن .. . به دنیا اومدن داداش کوچیکت ... اول ابتدائی ... خانم معیر کلاس چهارم دبستان شهید گمنام .. راهنمائی .. فوتبال ... ورزش .. دبیرستان .. دعواهات... باشگاه .... دانشگاه ... سربازی ... مردن چن تا از دوستات ... سایت ها و وبلاگهات و ووو ... قطار داره میرهو تو مبهوت منظره های خودتی ... واگن آخریت سکانس آخرته ... میگن مرگ خیلی سریع میاد .... شاید اونموقع حتی نتونیم یه پلک کوچولو بزنیم ....
1390/04/29 - 13:20 در
چهار راه