دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خوب به خاطر دارم آن روز خاطره را ، که شانه های مردی مهربان ، چگونه از هجوم گریه لرزید و لرزید ، گفتم : گریه ات را ندیده بودم ، عزیز ! گفت می بینی ! و دیدم که تنها عشق است که چنین زخم کاری می زند .

1390/04/30 - 17:24 در Coma
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)