دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وا فريادا ز عشق وا فرياداکارم بيکي طرفه نگار افتادا خلقي بهزار ديده بر من بگريست ديروز که چشم تو بمن در نگريست گفتم: جگرم، گفت: پر آهش ميدار گفتم: چشمم، گفت: براهش ميدار از شرم گنه فگنده‌ام سر در پيش دارم گنهان ز قطره باران بيش من دل ندهم به کس براي دل تو وي لعل لبت گره گشاي دل من سنگي چوبي گزي خدنگي تيري اين زاغوشان بسي پريدند بلند وز شخص احد به ظاهر آمد احمد بي شک الفست احد، ازو جوي مدد چون خاک شدي پاک شدي لاجرما چون نيست شدي هست ببودي صنما و آنگه نشسته صحبت مردانت آرزوست در هيچ وقت خدمت مردي نکرده‌اي

1390/04/31 - 22:47
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)