دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

وقتی که رفت اخم كردم برمي گشت و يك سبد انار با او بود ؛ خنديدم و بچه گانه دستم را دراز كردم و او از انارهايش يك دانه هم به من نداد دلم مي خواست بخندم ولي گريستم و ناگهان همه گفتند تو ديگر مرد شدي! باشد از فردا مرد مي شوم امروز يك انار به من بدهيد.

1390/05/01 - 00:24
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)