چشم من بیا منو یاری بکن، گونه هام خشکیده شد کاری بکن، غیر ِ گریه مگه کاری میشه کرد، کاری از ما نمیاد زاری بکن، اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد، تا قیامت دل من گریه میخواد... هرچی دریا رو زمین داره خدا، با تموم ِ ابرای آسمونا، کاشکی میداد همه رو به چشم من، تا چشام به حال من گریه کنن، اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد، تا قیامت دل من گریه میخواد، قصه ی گذشته های خوب من، خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن، حالا باید سر رو زانوم بذارم، تاقیامت اشک حسرت ببارم، دل هیشکی مث ِ من غم نداره، مثل من غربت و ماتم نداره، حالا که گریه دوای دردمه، چرا چشمام اشکشو کم میاره... خورشید ِ روشن ما رو دزدیدن، زیر ِ اون ابرای سنگین کشیدن، همه جا رنگه سیاهه ماتمه، فرصت موندنمون خیلی کمه، اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد، تا قیامت دل من گریه میخواد، سرنوشت چشاش کوره نمیبینه، زخم خنجرش میمونه تو سینه، لب بسته سینه ی غرق به خون، قصه ی موندن آدم همینه، اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد، تا قیامت دل من گریه میخواد...
1390/05/01 - 13:45 در
خوانندگان
داریوش - چشم من...
15 سال و 1 ماه و 28 روز و 14 ساعت و 22 دقيقه قبل