دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سهراب! گفتی چشمها را باید شست! شستم ولی... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی... گفتی زیر باران باید رفت! رفتم ولی... او نه چشمهای خیس و شسته ام را، نه نگاه دیگرم را، هیچکدام را ندید. فقط زیر باران باطعنه ای خندید و گفت: دیوانه باران ندیده!

1390/05/02 - 13:04
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)