دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یاد دارم در می گذشت از کوچه ما داد می زد قالی می خرم دست دوم جنس عالی می خرم کاسه و ظرف می خرم گر نداری کوزه می خرم در چشمان حلقه بست عاقبت آهی کشید، بغضش شکست اول ماه است و در سفره نیست ای شکرت ولی این زندگیست؟ بوی تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت آقا می خرید؟

1390/05/04 - 00:06
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)