دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو بگو دست کدامين نامرد شانه لطف تو را لمس نمود ؟ بوسه مست کدامين بي درد رويِ سرخينِ لبانِ تو نشست ؟ قلبم از ذلت آن بوسه شکست ... چه عجب با همه زجر تو به من وصله عشق من و تو نگسست روزگاري است مرا قصه تو خواب و نانم بربود در تهي کاسه فکر پَکَرم جز غم عشق لطيف تو نبود تو نبودي که بداني دل ما زين همه سال سياه چه کشيد از غم تو و چه يک عمر که وسواس وصال هر چه احساس مرا بود رُبود چون که جز عشق تو در سينه نبود

1390/05/04 - 16:27
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)