دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیر آمدی عشقم! حلقوم احساسم را به شمشیر جلاد امانت دادم دیر آمدی عشقم! بیزارم دیگر از باران برف را دوست می دارم اما تو هنوز عاشق بارانی به لیلی و مجنون کافر شده ام و فرهاد و شیرین را دیوانه میدانم از منی به این کافری، ایمان مخواه هر چند که زود رفتی! همیشه رخدادها بین دیر و زود وحشتناک و ناقص الخلقه اند دیر آمدی عشقم! ((امید)) عاطفه ام پیر شده دیگر از هرچه دوستت دارم است بیزارم این دوست داشتن ها را تهوع در کویر میدانم

1390/05/04 - 22:36
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)