دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روزي لئون تولستوي در خياباني راه مي رفت که ناآگاهانه به زني تنه زد. زن بي وقفه شروع به فحش دادن و بد وبيراه گفتن کرد . بعد از مدتي که خوب تولستوي را فحش مالي کرد ،تولستوي کلاهش را از سرش برداشت و ... محترمانه معذرت خواهي کرد و در پايان گفت : مادمازل من لئون تولستوي هستم . زن که بسيار شرمگين شده بود ،عذر خواهي کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفي نکرديد ؟ تولستوي در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفي خودتان بوديد که به من مجال اين کار را نداديد!

1390/05/04 - 23:44 در به خاطر بسپاریم
بدون دیدگاه

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)