دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باید برگردم خونه ؟ جیران جلوی یکی از درها ایستاد و آن را باز کرد و داخل رفت . من در چهارچوب در ایستادم و نگاهی به داخل اتاق انداختم . جیران گفت : بیا تو اینجا اتاق ماست . اتاق ؟ اتاق ما ؟ از چی حرف میزد . من باید قبل از نیمه شب به خانه باز میگشتم . در حالی که عرق سردی بر پشتم نشسته بود گفتم : من باید برگردم ، من باید برگردم خونه . جیران لبخند به لب گفت : آروم باش ، بذار سر موقع راجب بهش حرف میزنیم . هر چند که دو سال از من کوچکتر بود خیلی بزرگتر از سنش صحبت میکرد . ناگهان متوجه تغییر رنگ سقف شدم . در حالی که به شدت گیج شده بودم به سقف اشاره کردم و گفتم : همین چند لحظه پیش رنگش سفید بود ولی الان انگار خاکستریه. جیران نگاهی مشتاق به سقف انداخت و گفت : سقف اتاق های شخصی با تغییر امواج فکری تغییر رنگ میدن این برای اینه که مراقب افکارمون باشیم ،یه جورایی زنگ خطره . گفتم : حالا خاکستری یعنی چی ؟ جیران صورتش را کج کرد و گفت: تردید و نگرانی . معلومه که منظورش من نیستم.

1390/05/05 - 00:49
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)