دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

يکي مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد . زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ پسرگفت:برتو عاشق شده ام. زن گفت:برمن چه عاشق شده اي،خواهر من ازمن خوبتر است واز پس من مي آيد ،برو و براو عاشق شو.پسر از آنجا برگشت ودختري بدصورت ديد،بسيار ناخوش گرديدو بازنزد زن رفت وگفت:چرا دروغ گفتي ؟زن گفت:توراست نگفتي. اگر عاشق من بودي،پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت این داستان عشق های امروزیه ماست.

1390/05/06 - 19:29 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)