دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قصه غصه زن ایرانی .. جسم او بی رخت؛ سینه اش پر درد؛ تن فروشی را برای نان خوری میکرد؛ عقده ای از فقر؛ کینه ای از مرد؛ در سکوتش اشکها پیغمبری میکرد... شهر او غمگین؛ مردمش بی دین؛ غصه اش نان بود.. شهر فکر دیگری می کرد!!

1390/05/08 - 09:48 در دوره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)