دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نقطه ی پایان

1390/05/08 - 18:31 در بروبکس توییت
5 ديدگاه
./ DoostDar ./

در شبنمی،از اشک تو،پنهان شده بودم

چون دیو که در شیشه به زندان شده باشم

یا نقش بر آیی،

(نه،که تصویر سرابی)

این سان شده بودی تو،

من آن سان شده بودم.

با اشک تو،از چشم تو بر گونه دویدم

با آه تو،بازیچه ی توفان شده بودم

انگشت گزیدی چو به دندان تحسر

حیرت زده،انگشت به دندان شده بودم



در همهمه ی کوچه ی شب،گم شده بودی

تا من پی دیدار،بر ایوان شده بودم



دیدند همه-همچو حبابی که بر آبی-

از وحشت آن واقعه ویران شده بودم



در جمله طولانی عشق و هوس تو،

ای کاش که من نقطه ی پایان شده بودم



چون مرغ سبکبال،نه در بند خط و خال

بر بام تو،با نام تو پران شده بودم

در گشتن-و بد گشتن-و از نام گذشتن

سر حلقه ی انگشت نمایان شده بودم



تا سر بدهم بر سر اینکار، سر دار

چالاک و طربناک که به میدان شده بودم



چون گنبد بی رنگ بلورین حبابی

در زلزله ی وسوسه ویران شده بودم



گفتم نشوم عاشق و چون دیده گشودم

دیدم که دریغا که چه آسان شده بودم



در کوچه در آن همهمه،شب،گم شده بودی

تا من،پی دیدار بر ایوان شده بودم

15 سال و 1 ماه و 22 روز و 10 ساعت و 22 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)