دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باران که می آید مادرم غر میزند که تازه دیروز شیشه ها را تمیز کرده . پیرمردی توی تا...کسی از سوراخ بودن ایزوگام خانه اش مینالد و پسرش که سالی یکبار هم یادی از او نمیکند ....... جوان فشن صندلی بغلی هم لابد دلخورست از باران که موهایش را به هم ریخته . شاید هیچ کس مثل من از باران خوشحال نباشد. آخر باران که می بارد هیچ کس از خیسی چشمانت سوالی نمیکند

1390/05/09 - 14:00 در چهار راه
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)