دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تن کاغذ خسته از لمس تن سرد قلم قلم بی رمق از تکرار یک جمله عینک تار کنار قلم و کاغذ ها مانده در حسرت دیدار دوچشم قهوه ی نیم خور یک فنجان پر ته سیگار یک شب سخت قامت پیرهن چرک کمی آنسوتر و من از عمق سکوت تکیه بر سردی دیوار زدم فکرم آشفته ی یک جمله شده ... که خدا را چه شده؟؟

1390/05/10 - 11:13 در دوره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)