دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رفته بودم سر حوض /تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب ، آب در حوض نبود، ماهیان می گفتند : تو اگر در تپش باغ ، خدا را دیدی، همتی کن وبگو ماهی ها، حوضشان بی آب است ، باد می رفت، به سر وقت چنار، من به سر وقت خدا می رفتم./////// که کسی گفت: سر خود بالا کن، به بلندا بنگر. به بلندای عظیم، به افق های پر از نور امید و خودت خواهی دید و خودت خواهی یافت، خانه ی دوست کجاست... خانه دوست در آن عرش خداست، خانه ی دوست همان قلب پر از نور خداست و فقط دوست، خداست.

1390/05/11 - 21:01 در بروبکس توییت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)