دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

HassaN
HassaN
hassan_sas

دخترک برگشت چه بزرگ شده بود پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟ ............پوزخندی زد . گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد ... گفتم : می خواهم امشب با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم ! دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید ... گفت : کبریت هایم را نخریدند سالهاست تن می فروشم ... می خری !!!؟؟

1390/05/14 - 00:34
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)