دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کودکی با پای برهنه روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد. زنی در حال عبور بود که کودک را دید. کودک را به داخل فروشگاه برد و برایش کفش و لباس خرید و گفت: "مواظب خودت باش." کودک رو به زن کرد و گفت: "ببخشید خانوم شما خدا هستید؟" زن گفت: "نه من یکی از بندگان خدا هستم." کودک گفت : "میدانستم با او نسبتی دارید."

1390/05/14 - 19:16 در دوره
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)