دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نشسته بود یه گوشه ی اتاق و سرش رو گذاشته بود رو زانوش...پرسید آقا! چرا تنها نشستید، خندید و گفت تو که اومدی تنها شدم قبل از تو من بودم و خدا! تنهایی نبود...!......خوش بحال دلاشون ....

1390/05/17 - 14:35 در دلنوشتِ دنبالریون
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)